شرف الدين محمد بن مسعود مسعودى بخارى

72

مجمع الاحكام ( فارسى )

حمل و ثور خشك‌اند جوزاتر « 1 » و سرطان تر هم بر اين « 2 » ترتيب تا آخر بروج و همچنين چون از برج اول آغاز و بر اين ترتيب بشمرند يك برج منقلب باشد و ديگر ثابت و سوم ذوجسدين « 3 » و هم بر اين « 4 » ترتيب تا آخر ، و همچنين يك برج آتشى و ديگر خاكى و ديگر هوائى . چهارم آبى . حمل آتشى بود و ثور خاكى و جوزا هوائى و سرطان آبى هم بر اين « 5 » ترتيب تا آخر . فصل زحل و مشترى و مريخ را كواكب علوى خوانند بدان سبب كه افلاك ايشان بر بالاى فلك آفتاب است ، و زهره و عطارد و ماه را كواكب سفلى خوانند كه افلاك ايشان در زير فلك آفتاب است ، و آفتاب و ماه را نيرين خوانند ، و زحل و مشترى را علوى و زهره و عطارد را سفلى « 6 » . كواكب علوى و آفتاب جمله مذكراند و زحل از ميان ايشان مانند خصى « 7 » است و زهره و ماه مؤنث‌اند و عطارد با ذكور مذكر و با اناث مؤنث و بدين سبب مانند خنثى است « 8 » و حال ذكورت و انانث كواكب به اعتقاد نسبت به آفتاب بگردد . هر كوكبى كه مشرق باشد مذكر بود و هر كدام كه مغرب بود مؤنث ، و مشرق كوكبى « 9 » را گويند كه پيش از آفتاب طلوع كند به شرط آن كه بعد ميان او و آفتاب زياده از شصت درجه نباشد تا بامداد او را در جهت مشرق توان ديد ، مغرب آن را گويند كه پس از آفتاب فرو شود « 10 » و بعد ميان آفتاب و آن زيادت از شصت درجه نباشد تا پس از فروشدن آفتاب آن را در جهت مغرب توان ديد « 11 » . و در تشريق و تغريب « 12 » كوكب وجهى ديگر است و آخر اين فصل بيان كرده شود با نظم اين سخن نگردد و نيز به اعتبار سمت‌ها ( ى ) افق بگردد « 13 » .

--> ( 1 ) . م . تر ندارد . ( 2 ) . متون . سمرين . ( 3 ) . م . ذوجدين . ( 4 ) . متون . بنميرين . ( 5 ) . متون . بنميرين . ( 6 ) . متون . سفلين . ( 7 ) . متون حصى . آيا خنثى ؟ ( 8 ) . د . است ندارد . ( 9 ) . ح و د . كوكب . ( 10 ) . متون . فروشدن . ( 11 ) . ح . تواند ، م . ديد ندارد . ( 12 ) . متون . شريف و تقريب . ( 13 ) . متون . سلت ما افق بكرد و .